6 دیدگاه برای «سکون»

  1. اون انتهای مسیر اتفاقا مهمه و قطعا توی اون لذتی که می‌گی تاثیر داره، بخوای فارغ از اون باشی یه جور سرگرم کردن خودته بدون توجه به چیزی که در انتظارته؛ به نظرم منطقی نیست. بیشتر شبیه فراموش کردن حقیقت یا یه جور فراره.

    [پاسخ]

  2. هیچ رودی بسمت مرداب در حرکت نیست…کمی غیرمنطقی نیست سخن تون؟

    [پاسخ]

    lida پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۲ ب.ظ:

    این نوشته از نظر من فلسفی می باشد …درک نوشته های فلسفی

    هم کمی فکر می خواهد…

    [پاسخ]

  3. هیچ میدونید وبلاگتون چقد خیلی باحاله!!!!تازه پیداتون کردم،سره بعضی جمله هاتون انقد خندیدم اشکم درومد مخصوصا اوناییکه بره خدا نوشته بودید و همینطور نوشته های روی یخچال!!!!همگیتون خسته نباشید،نمیخوام چشتون بزنم ولی شانس اوردین تا الان فیلترتون نکردن!!!

    [پاسخ]

  4. @تلخک:
    به نظرم اون فراز و نشیب ها، مشکلات سر راه، تلاش کردنها، شکست خوردنها و پیروزی ها خیلی لذت بخش ترند تا اینکه به یه نقطه ای برسی که دیگه چیزی برای به دست آوردن نداشته باشی.

    [پاسخ]

    تلخک پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۸ ب.ظ:

    نقطه ای نیست که چیزی برای به دست اوردن نداشته باشی.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *