آنجا خون خواهد بود

چوپان بالای تخته سنگی رفت و به گوسفندان گفت:

«با هم باشید و از هم جدا نشوید تا گرگ‌ها آسیبی به شما نزنند.»

سپس پایین آمد و گله را به طرف کشتارگاه هدایت کرد.

منتشرشده توسط

میثم الله‌داد

میثم الله‌داد نویسنده وبلاگ پاشویه

23 دیدگاه برای «آنجا خون خواهد بود»

  1. من هرف گوسفند میشه یاد کتاب قلعه حیوانات میفتم حتما بخونیدش بی ربط نیست

    [پاسخ]

    آتنا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

    آره. از اون کتاباس که حتما باید خونده بشه.
    و اتفاقا به نظر من خیلی به این موضوع ربط داره.

    بسیار زیبا و قابل تامل بود.

    [پاسخ]

    میثم الله‌داد پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۸ ب.ظ:

    حرف قلعه‌ی حیوانات شد. چند بار دیگه بخونیم؟ 🙂

    [پاسخ]

  2. عالی بود میثم
    یه‌دونه‌ای…

    [پاسخ]

    میثم الله‌داد پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶ ب.ظ:

    برو بی‌معرفت

    [پاسخ]

    یک‌بارگی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۵ ب.ظ:

    من بیشتر رابطه‌هام ذهنی‌ئه. و بی هیچ تعارفی می‌گم که تو یکی از اونایی که توو ذهنم براشون خیلی خیلی احترام قائل‌ام. منتها به این‌که بی‌معرفت ام هم معترف‌ام متاسفانه. ولی نه از ره کین است به خدا، اقتضای طبیعت‌ام ئه :))

    ارادت مخصوص

    [پاسخ]

    میثم الله‌داد پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۸ ق.ظ:

    قربون تو من برم. من هم ارادت مخصوصی دارم.

  3. Thank you for sharing superb informations. Your site is so cool. I am impressed by the details that you have on this web site. It reveals how nicely you perceive this subject. Bookmarked this website page, will come back for more articles. You, my friend, ROCK! I found simply the info I already searched all over the place and just couldn’t come across. What a great website.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *