پستی

آدم های دست نیافتنی را به چشم ” قله ” نگاه نکنید که باید فتحشان کنید و بعد بروید پی کارتان؛ افتخاری نصیبتان نمی کند.

11 دیدگاه برای «پستی»

  1. کشته‌ی روان‌شناسی ِ تووی پست‌هات ام، که کسی هم محل‌شون نمی‌ذاره متاسفانه
    تو کللن حیف شدی، برام جالبه که هیچ تلاشی هم نمی کنی هدف بدی به فعالیت‌هات بلکه توو یه زمینه حرف‌هات رو منتشر کنی. داستان، شعر، نقاشی، هرچی…

    [پاسخ]

    تلخك پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۳ ق.ظ:

    ممنون برادر.
    چی شده نبش قبر می کنی؟:دی
    انتشار؟ حتی بهش فکر هم نمی کنم. خودت می دونی تو نوشتن چقدر ضعف دارم، توی یه توضیح ساده! خواستم یه جا یه گوشه ای بنویسم هی، یه جور تمرین،بلکه رشد کنم، اونم فعلا ول ه.
    مرسی از دلگرمیت. ذوق کردم کلی:). انرژی و حس خوب داد. ممنونم.

    [پاسخ]

    تلخك پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۶ ب.ظ:

    بابت جمله ی دومم عذر می خوام. فکر کردم که دیشب کامنت گذاشتی، چون دیشب میلش اومده که یکبارگی کامنت گذاشته اینجا.
    معمولا هم چک نمی کنم کامنت ها رو.
    شرمنده خلاصه و بازم تشکر.

    [پاسخ]

    میثم الله‌داد پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۴ ب.ظ:

    خب دیشب کامنت گذاشته دیگه ..دی

    تلخك پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۱ ب.ظ:

    آخه تاریخ بالای کامنتش مال همون روزه پست ه.
    یا من خنگ شدم؟:دی

    تلخك پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۲ ب.ظ:

    ببخشید روز، ” ه” نداره:)

  2. ئه آره ها! تاریخ‌اش انگار همون روز پست خورده. ولی من همون دیشب ِ مذکور کامنت گذاشته‌بودم! :دی

    دلم تنگ شده‌بود واسه این‌جا خب
    یه مدت زیادی ئه به جز چند تا وبلاگ خاص، حوصله‌ی وبلاگ خوندن ندارم. حس و حال ندارم. اون شب هوس کردم یاد خاطرات مینی‌مالیده افتادم دلم هم براتوت تنگ شد خب.

    [پاسخ]

    تلخك پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۶:۲۳ ب.ظ:

    یکبارگی جان، برادر! تو زنده ای آیا؟
    انگار تو بیست و دوم دی حبس شدیا.
    باور کن!

    دیگه دل تو تنگ بشه یعنی خیلی خبره:دی
    دست دلت درد نکنه که برای اینجا تنگ شد:)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *