Who knows about tomorrow ?i

نیسان وانت شاخ به شاخ رفته بود زیر کامیون. میگفتن رانندش مُرده. تنها چیزی که میشد از لاشهء ماشین تشخیص داد نوشتهء پشتش بود: «دوستم بدار، شاید فردایی نباشد»

 

منتشرشده توسط

سراب ساز سودا ستیز

سراب را می توان ساخت. اسمش را بگذار رویا، امید، آرزو. من می گویم سراب، چون از حرارت مغز و دل بلند می شود. سودا را باید راند. تو اسمش را بگذار اشتیاق، هوس، خواسته. من می گویم سودا، چون آرزویی می شود که تو را زیر و رو می کند من، ســراب ســاز ســودا ســتیز، می گویم آنچه را که گفتنی ست.

3 دیدگاه برای «Who knows about tomorrow ?i»

  1. سراب جان
    ممنونم از پست زیبان
    لطفا سعی کن اندازه فونت رو هم رعایت کنی.

    😉

    [پاسخ]

    سراب ساز سودا ستیز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    من دست به اندازه فونت نزدم که! اصلا کاری ندارم بهش!

    [پاسخ]

    مهندس پنگول جونی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۵ ب.ظ:

    شرمنده . گویا بروسر م مشکل داشته.

    پاینده باشی

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *