به یاد مادرم ، "از بس که جان نداشت"

وقتی به جای کلاغ در آن بازی کودکانه، گفتم: مامان پـر،
خندیدی و گفتی: «من که پر ندارم».
بزرگ‌تر که شدم فهمیدم، تو هم پر داشتی.
«سید علی بنی جمالی»

4 دیدگاه در “به یاد مادرم ، "از بس که جان نداشت"”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *