تفکر انتزاعی

بهش گفتم: این پاسخنامه رو پر کن اما به جای رشته‌ی خودت، بنویس روانشناسی…

خیلی معصومانه نگاهم کرد و گفت: ولی من که رشتم روانشناسی نیست!

5 دیدگاه در “تفکر انتزاعی”

  1. یه رو تو یه اتوبوس بودم تو سفر که وسط راه چند تا از دخترهای روستایی سوار شدند. شاید باور نکنید، ولی از بس که مدتها بود کلمه معصومیت رو استفاده نکرده بودم این کلمه یادم نیومد این که اون نگاهشون چیه و اون دست های کارکردشون چیه و اون آرامش چهرشون تو بعد از ظهر تابستون چیه…… اونها معصومیت بودند؛ چیزی که من حتی نامش رو تو زندگی شهری فراموش کرده بودم.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *